هنر نساجى يزد در ابتدا با وسايل بسيار ابتدايى در خانه شكل گرفت و زنان از اين طريق بخشى از بار اقتصادى خانواده را به دوش گرفتند، ولى به تدريج، شعر بافى شغل اصلى مردان شد و زنان در كنار چرخ­هاى نخريسى و مردان در كارگاههاى سنتى، منسوجات متنوع و زيبايى را توليد مي­كردند و از پارچه­هاى معمولى مانند كرباس و جيم گرفته تا پارچه‌هاى فاخرى چون زرى و ترمه را براى درباريان و امراء مى­بافتند. علاوه بر اين انواع فرش و زيلو جهت مساجد و منازل، گونه­هاى مختلف توليدات اين مردم زحمت­كش را تشكيل مى دادند كه علاوه بر رفع نيازهاى محلى، بخش عمده اى از آنها به اطراف و اكناف صادر مي­گرديد. به مرور بافندگان يزدى نه تنها در بافته‌هاى هنرى بلكه در طراحى و ساخت دستگاه‌ها، ابزار و طراحى پارچه، مهارت خاصى يافتند و با گذشت زمان بر زيبايى و كيفيت منسوجات یزد افزوده گشت. بررسى‌هاى تاريخى نشان مى دهد يكى از عمده ترين مناطق تأثيرگذار در ايران در زمينه توليد منسوجات شهر يزد مي­باشد و دو عامل عمده در گرايش مردم به اين صنعت نقش داشته اند. كمبود نزولات جوى عدم رونق كشاورزى را در منطقه در پى داشته است و توليدات صنعتى نظير توليدات منسوجات و سفال براى مردم در جهت امرار معاش از اهميت فوق العاده اى برخوردار بوده اند. همچنين راه يكى از عمده­ترين عوامل زيربنايى اقتصادى و تجارت يزد بشمار مى رفته است و واقع شدن در مسير جاده ابريشم، كه يكى از شاهراه­هاى اقتصادى دنيا محسوب مى شده، سهم عمده اى در ترقى و پيشرفت شهر يزد داشته است. كميت و كيفيت منسوجات سنتى يزد از سال 1312 با ورود اولين ماشينهاى بافندگى به يزد به تدريج رو به افول نهاد. در فاصله 20 سال، كارخانجات ريسندگى و بافندگى بزرگ جايگزين كارگاههاى خانگى شد و استفاده از الياف مصنوعي بجاي الياف طبيعي افزايش يافت. در سه دهه اخير واحدهاي كوچك نساجي بدلايل متعددي از جمله صدور مجوزهاي دولتي، تغيير فرهنگ مصرف و افزايش جمعيت رشد جهشى داشته اند. طي دو دهه پس از انقلاب كه كشور ايران در دوران جنگ و بازسازيهاى پس از آن بسر مى برد، فناوري نساجى يزد هم عمدتاً دچار تغيير نشد ولى از اوايل دهه گذشته تكاپوى تازه اى در نساجى منطقه، با تعويض و روي آوردن به ماشين آلات مدرن و گسترش توليدات جديدى چون پارچه پرده­ای و رومبلی، قابل مشاهده است